خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی عارف بزرگ و شاعر برجسته قرن هشتم که بود؟

 

کمال الدین ابوالعطا محمود بن علی بن محمود مرشدی کرمانی در سال 689 هجری قمری در خانواده ای سرشناس در شهر کرمان دیده به جهان گشود.

 

تخلص و القاب خواجوی کرمانی

نسب مرشدی که به نام کمال الدین ابوالعطا محمود بن علی بن محمود مرشدی کرمانی اضافه شده است، به سبب انتساب وی به فرقه مرشدی می باشد که از پیروان  شیخ ابواسحاق کازرونی بوده اند.

خلاق المعانی، ملک الفضلا و نخلبند شعرا ازجمله عناوینی هستند که برخی از تذکره نویسان به این شاعر عارف نسبت داده اند.

تخلص خواجوی کرمانی در تمام اشعارش خواجو می باشد که دو تعبیر درباره انتخاب تخلص ذکر شده، یکی احتمال منصوب بودن به خاندان خواج که از ماورألنهر مهاجرت کرده بودند و و دیگری اینکه خواجو از مصغر خواجه است که این خود از باب تحبیب می باشد.

 

سفرهای خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطا پس از گذراندن دوران کودکی در کرمان و رسیدن به جوانی در کنار تحصیل علم، راه سفر به شهرهای مختلف و کسب تجربه و دانش را در پیش گرفت.

وی به اصفهان، ری، آذربایجان و برخی از بندرهای خلیج فارس سفر کرد و سپس سفر به  حجاز و عراق و بغداد را انتخاب کرد. مدتی در بغداد اقامت کرد و مثنوی به نام همای و همایون را که به نام سلطان ابوسعید و وزیرش غیاث الدین محمود سروده بود، به پایان رساند.

پس از مدتی به ایران بازگشت و خبردار شد که سلطان ابوسعید و وزیرش به دست مخالفان کشته شده اند، خواجو دیگر به آنجا بازنگشت و راهی اصفهان و کرمان و فارس شد و به هنگام سلطنت شاه شیخ ابواسحاق، در پناه این خاندان به مدح و سروده های خویش می پرداخت.

 

آنان که خواجو در مدحشان سرود

خواجوی کرمانی در برخی از آثار خود به مدح اشخاصی از جمله بزرگان و معروفان پرداخته است.

وی در منظومه کمال نامه که در سال 744 هجری قمری سروده از فرزند خود مجیرالدین ابوعلی سعید نام برده است.

او همچنین بسیاری از بزرگان ازجمله: سیف الدین باخرزی، شیخ ابواسحاق کازرونی، امین الدین بلیانی و شیخ علاءالدوله سمنانی و از پادشاهان سلطان ابوسعید بهادر، ارپاگون، شیخ حسن ایلکانی، جلال الدین شاه مسعود اینجو، خواجه بهاالدین محمود یزدی و… را در آثار خود مدح کرده است.

 

خواجو و حافظ دو شاعر وعارف

در میان شاعران هم دوره با خواجوی کرمانی، خواجه حافظ شیرازی از همه مشهورتر می باشد.

خواجوی کرمانی که از شعرای بزرگ قرن هشتم می باشد، در قصیده و مثنوی و غزل طبع توانایی داشته است. در مدتی که مقیم شیراز بود، مانند یک رهبر و یک دوست صمیمی بر اندیشه های حافظ تاثیرگذار بود.

به همین سبب است که در دیوان حافظ شیرازی ابیاتی را می بینیم که به تقلید و یا استقبال از غزل های خواجوی کرمانی سروده شده است.

سروده خواجوی کرمانی: ای بسا عاقل که شد دیوانه زنجیر ما

سروده حافظ شیرازی: عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

و بسیارند ابیاتی که شباهتی این چنین با هم دارند.

 

سبک خواجوی کرمانی                       

مضامین عرفانی  در اشعار خواجوی کرمانی صریحاً به چشم می خورد و اشعار عارفانه وی بسیار زیبا و حیرت انگیزند. ویژگی اشعار او بیان معانی عرفانی زیبا به همراه تصاویر ناب است.

خواجوی کرمانی، نظامی را به عنوان الگوی خود در مثنوی قرار داده ولی روانتر از نظامی سروده است.

او در غزل سرایی پیرو سعدی و در قصیده و مثنوی نیز پیرو فردوسی و سنایی بوده است.

خواجوی کرمانی در سرودن غزل، قصیده و مثنوی مهارت بالایی داشته ولی از آنجایی که در فاصله زمانی زندگی دو شاعر معروف و گرانقدرحافظ و سعدی میزیسته، مقام شاعری او آنچنان که باید شناخته نشده است.

                   استاد غزل سعدی ست نزد همه کس اما

                  دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو

 

آثار خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی از اوایل دوره جوانی تا پایان حیاتش به سرودن شعر و آفرینش آثار نثر و نظم مشغول بود.

از جمله آثار این شاعر و عارف قرن هشتم میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

مثنوی شش گانه خواجو که منظومه ای حماسی وعشقی است که به تقلید از شاهنامه نوشته شده است و شامل شش بخش: همای و همایون، گل و نوروز، روضه الانوار، کمال نامه و گوهر نامه می باشد.

دیوان بزرگی بالغ بر بیست هزار بیت شامل: قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیعات و رباعیات است و به دو بخش صنایع الکمال که قصیده هایی در نعت امیر المومنین است و بدایع الجمال تقسیم می شود.

مجموعه ای از اشعار به نام مفاتیح القلوب و مصابیح القلوب به نام امیر مبارزالدین است. و آثار مثنور خواجوی کرمانی که شامل:

رساله البادیه: مناظره نمد و بوریا

رساله سبع المثانی: منظره شمشیر و قلم

رساله مناظره شمس و سحاب که به زبان فارسی نوشته شده است.

 

درگذشت خواجوی کرمانی و آرامگاه وی

کمال الدین ابوالعطا محمود بن علی بن محمود بن مرشدی کرمانی در سال 750 هجری قمری در شهر شیراز دار فانی را وداع گفت و راهی دیار باقی  شد. آرامگاه وی در شمال شیراز و در تنگ الله اکبر واقع شده است.

در سال 1315 هجری شمسی با اعتبارات اداره فرهنگ استان فارس آرامگاهی برای وی ساخته شد.